خطايى ، على اكبر
37
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
اسلام از راه خشكى درآيند ، و سند درآمدن ايشان و پيشكش ايشان از اقمشه و جواهر و اسبان و شير و يوز و سياهگوش ، و تعظيم كردن خطائيان مراينها را در جايش گفته شود . باب شانزدهم در بيان قلماق به نوبت هرسال بيست هزار كس درآمدن و پيشكش آوردن و بخشش گرفتن و متاعى كه از ايشان حاصل شود ، و نام شهرهاى ايشان و تنكار « 1 » روى زمين ايشان بودن و در و مرواريد روييدن . « 2 » فصل - در بيان تبت و سگان تبت و اصل [ تبت ] از ان سگ بودن و پيشكش ايشان و معاش ايشان از پادشاه خطاى بودن ، بيان شود . « 3 » فصل - در بيان مردمانى كه از شرق هند مىآيند و پيشكش ايشان و قماش خريدن ايشان [ 6 ب ] مذكور شود . « 4 » باب هفدهم در بيان زراعت و قحطى و قيمتى و آتش شهر را سوختن [ و ] علاج « 5 » كردن ايشان و عجائب آسياب و هيزم ايشان . باب هژدهم « 6 » قلندر از ديده گويد - نقل كفر كفر نيست - در بيان كعبهء ايشان و پرواز كردن حاجيان ايشان و دمدارى و از راه ذكر دمزدن اهل رياضت ايشان و پاپاسان از مرد و زن به چه طريق بودن و بتپرستى كار جهلا بودن پيش اهل دانش ايشان ، و كفار مشرق را ميل تمام به اسلام بودن چه از شهرى و صحرائى گفته شود . « 7 » باب نوزدهم « 8 » در بيان زر و نقره و پول « 9 » ، و كاغذ به جاى پول « 9 » خرج كردن و صراف بودن زن و مرد ، و همهشهرى و شهرنشين و بيت المال واقچه ساختن ، رسم نى و آتش بازى عام است . باب بيستم « 10 » در بيان قانون و قواعد نگاه داشتن و يك سخن را دوبار گفتن و
--> ( 1 ) - س : تنهكار ( 2 ) - س : روىدن ( 3 ) - س : « بيان شود » ندارد ( 4 ) - س : « مذكور شود » ندارد ( 5 ) - س : دوا ( 6 ) - س : ندارد ( 7 ) - س : « گفته شود » ندارد ( 8 ) - س : باب هژدهم ( 9 ) - س : پل ( 10 ) - س : نوزدهم